تبليغاتX
MAHGOL

barbi

mahgol

barbi

http://barbi.blogfa.com

MAHGOL

MAHGOL

MAHGOL

امروز همان فردايي است كه ديروز در انتظارش بوده ايم

MAHGOL

امروز همان فردايي است كه ديروز در انتظارش بوده ايم
هيچ وقت در زندگي مغرور نشو برگ ها زماني ميريزند كه فكر ميكنند طلا شده اند
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:22 توسط mahgol |

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت:

گفت :اي عاشق  بيچاره فراموش شوي

سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد

گفت: طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 20:55 توسط mahgol |

لحظات شادي خدا را ستايش كن

لحظات سخت خدا را جستجو كن

لحظات آرامش خدا را مناجات كن

لحظات درد آور به خدا اعتماد كن

در تمام لحظات خدا را شكر كن

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 18:20 توسط mahgol |
در خواست بخشش كسي را نپذيرفتن مانند آتش زدن پلي است

كه روزي لازم ميشود از رويش بگذري

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 18:19 توسط mahgol |

عشق امانت با ارزشي است هركسي آنرا در قلبش نگه ميدارد براي همين است كه هر

 وقت بخواهي عشقت را از كسي پس بگيري بايد قلبش را بشكني

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 17:57 توسط mahgol |
چه تنگنای سختی است که انسان یا باید بماند و یا باید برود و هر دو برای من تهی

شده است و دریغ که راه سومی هم نیست.

+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 19:19 توسط mahgol |

ليلي و مجنون

امشب مي خوام به نام تو

دفتر عشقو وا كنم

هزار تا كاغذ سپيد

با خون دل سيا كنم

به كلبه سوته دلان

نخونده مهمونت كنم

به سوگ دل بنشونمت

يه كم پريشونت كنم

آخه گناه من چيه؟

سفره رنگي ندارم

واسه دل عروسكات

شهر فرنگي ندارم ؟

ندارم اون جواهر را

حلقه دستات كنم

قاليچه سليمونا

فرش قدمهات بكنم

چيكار كنم قاب طلا

جعبه عكس ما نشد

عاشق بي شال و كلاه

شهر زاده شما نشد

عروس از ما بهترون

 شما كجا ما كجا

دلت نسوز نازنين

نمك نپاش به زخم ما

حيف شما به جاي من

دل رو به دريا بزني

وقتي تو قصر شيشه ايت

با يك اشاره ميشكني

نخوا اسمت به پاي هم

يه عمر پريشون بمونيم

بذار به قول عاشقا

ليلي و مجنون بمونيم

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 16:42 توسط mahgol |

 هميشه دوست داشتم اول باشم

اما قلبم گفت:

اگر اول بودنت باعث آخر شدن كسي شود كه عاشقت است  چه؟

گفتم:

باشه پس دوست دارم آخر باشم

آخرين عاشق

آخرين ناكام

آخرين غروب

هرچند كه آخر شدن باعث شكستن قلب كوچكم شد

+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 20:1 توسط mahgol |

گفتمش دل ميخري ؟

گفت : چند؟

گفتمش : دل ماله تو تنها بخند

خنده كرد دل ز دستانم ربود    تا به خود باز آمدم رفته بود

دل ز دستش سوي خاك افتاده بود   جاي پايش رويه دل جا مانده بود

+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 19:59 توسط mahgol |
از زندگی خسته شدم کاش ارزوم براورده میشد

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 12:16 توسط mahgol |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا